تبلیغات
♥✰ just for exo ✰♥ - just for love me vampire 4

just for love me vampire 4

پنجشنبه 22 اسفند 1392 11:38 ب.ظنویسنده : ★RiAn★

 
سلاممم من باز هم برگشتم با قسمت 4

خوب زیادی جو نمیدم

برید ببینین اسم کیه ؟ هاهاهاها

اینم پوستر این قسمت :


رو ی اسم ایستاد ...

نگاه کردم دیدم ی خط خیلی ریز و قدیمی نوشته " کریس "

نگاهش کردم بهش گفتم : اسمتم مثل خودت قرازه هست

حالا برو خونتون...

کریس که بدبخت کپ کرده بود گفت : قرازه اسم خودته " مین جی مین جی مین جی مین جی

عصبی شدم داد زدم گفتم : چیشششششش برو از خونم بیرونــــــــــــــــــ

بلند شد کتشو برداشت ی لبخند زد و داشت میرفت بیرون که گفتم : منظور خواصی نداشتم من 

کلا یکم خشنم جدیدا رفتم تو کار خون آشاما دیگه بدتر×××!!!

ی نگاه کرد حس کردم چشاش برق میزنه

سرمو یکم تکون دادم گفتم : فکر کنم زیادی خسته موندم دارم همه چیو اشتباه میبینم

کریس : خیلی خب من رفتم ... اگه کارم داشتی میتونی بیای طبقه بالا اولین خونه

مین جی چی؟ خونت همین جاست؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ی نگاه مهربون کرد گفت : اره من دیگه برم خدافظ

____________________________________________________________________

تقریبا ساعت 2 شب بود که یهو از خواب پا شدم احساس تشنگی کردم رفتم بدون اینکه

چراغ رو روشن کنم رفتم سراغ یخچال که یکم آب بخورم ...

داشتم ابو سر میکشینم یهو حس کردم یکی پشت سرمه لیوان از دستم اوفتاد و خورد شد...

ی آه کشیدم و داشتم میرفتم سمت کلید برق که یهو پام رفت رو یکی از خورده های شیشه و ی

جیغ نسبتا آروم کشیدم

سریع چراغو روشن کردم یکم لنگ میزدم... داشتم شیشه های رو زمینو جمع میکردم که یهو

دوتا پا چلوم دیدم...

با ترس نشستم زمین یهو نگاه کردم دیدهمون پسره کریسه...

با ترس گفتم: ت.. تت.. تو اینج..جا چ ... چیکار م..میکنی؟

ی لبخند زد نشست زمین گفت: اولا سلام ... دوما یاد بگیر دره خونه رو باز نزاری... سومن داشتم

میرفتم آشغالا رو بزارم پاین صدای جیغ تورو شنیدم...

دیدم دربازه اومدم تو...

مین جی:اولا من متمعنم درو قفل کردم دوما الان این موقع شب کی میره آشفال بزاره پایین؟

خر خودتی...

یکم خندید و شروع کرد جمع  کردن شیشه ها ...

مین جی : ممنون...

کریس : بیشتر مواظب خودت باش من تا اخر عمر نمیتونم مواظبت باشم

چیزی نگفتم اومدم پا پشم برم یهو پام درد گرفت گفتم : آآآآآآآآآآآی پام

کریس سریع پا شد اومد دوتا بازومو گرفت گرفت گفت: خوبی مین جی ؟

مین جی: اره بیخیال

کریس : چی بیخیال؟

نشست رو پاهاش و پاهامو گرفت داشتم میوفتادم زمین که یهو یکم خندید و گفت : تعادل هم

نداری ... اینجوری نمیشه ...

بق*لم کرد و گذاشت رو تخت و گفت : من برای هرکسی اینجور کارا نمیکنم گفته باشم...

پامو گرفت تو دستش یکم باهاش ور رفت بعدش رفت تو کابینت جعبه کمک های اولیه رو برداشت

و اومد پامو بست ...

منم ازش تشکر کردم و از پشت خوابیدم رو تخت... اومد کنارم نشست در گوشم گفت: عاشقت

شدم مین جی ...

یهو چشام رو درشت کردم گفتم : چییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟

دوباره اروم اومد در گوشم گفت  : میخوام دو*ست پسر*ت شم

سری از جام پاشدم سریع اومد بق*لم کرد گفت: باشه؟

من که هنوز شکه شدم بودم دستشو کنر زدم گفتم : من کلا امروز فقط باهات آشنا شدم کریس

کریس : اما من الان 5 ساله مراقبتم ...

مین جی : چیـــــــ؟ 5 سالــــــــــــــ؟

کریس:اره عزیزم

یکم از شک در اومدم  با خنده گفتم : اگه بگم نه چیکار میکنی؟

کریس : بازم مثل همیشه ازت مراقبت میکنم چون من دوستت داشتم دوستت دارم دوستت

خواهم داشت

مین جی : اگه بگم آره چی ؟

کریس : می*بوس*مت

مین جی : من خوشم نمیاد چیششششش

کریس : خوب فقط بق*لت میکنم و تا اخر باهاتم

مین جی : خب راجبش فکر میکنم حالا برو

کریس : نشد دیگگهـــــــــــ من تا فردا دق میکنم

ی خنده ریز کردم گفتم:قبوله "بعدش شدم گوجه...

کریس ی خنده بلند کرد سریع اومد لب*م رو بو*سید

چشام شد اندازه گردو و همون جو وایسادم

ی خنده کرد گفت : خوبی؟

تکون نخوردم

کریس : نکنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اولیت بود؟

تازه به خودم اومدم گفتم : چییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟

اولی؟

کریس : اولیش بود "ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه"

مین جی : نخیرم نبود نبود نبود

کریس : هههههه

دوییدم دنبال کریس از بالا تخت اومدم برم پایین یهو پام درد گرفت گفتم: آخخخخخ پام

کریس سریع پشتش رو نگاه کرد دید اوفتادم رو تخت گفت : مین جی چیشد؟

دردو فراموش کردم پا شدم و اینقدر زدمش که نگو

یهو حس کردم ناراحت شده

چون هیچی نگفت سریع  از رو تخت پا شدم و شکلک در اووردم




خودش خندش گرفت گفت : دیوونه شدی عشقم؟
 
گفتم : چی؟ عشقم؟ به من نگو عشقم

اومد بقلم کرد پام لق خورد باهم اوفتادم رو تخت

...........................................................................................................................................







آخرین ویرایش: جمعه 23 اسفند 1392 12:42 ق.ظ

 
شنبه 14 مرداد 1396 08:10 ب.ظ
This article will assist the internet people for setting up new webpage or
even a weblog from start to end.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:58 ب.ظ
You're so interesting! I do not suppose I've read through anything like this before.

So good to discover another person with original thoughts on this issue.
Seriously.. thank you for starting this up. This site is something that is needed
on the internet, someone with some originality!
دوشنبه 28 فروردین 1396 09:24 ق.ظ
Right here is the right blog for everyone who really wants
to find out about this topic. You know so much its
almost tough to argue with you (not that I personally will need to…HaHa).
You certainly put a brand new spin on a subject which has been discussed for years.
Excellent stuff, just great!
شنبه 12 فروردین 1396 06:49 ب.ظ
Hmm is anyone else encountering problems with the images on this
blog loading? I'm trying to figure out if its a problem on my end or if it's the blog.
Any suggestions would be greatly appreciated.
سه شنبه 24 تیر 1393 12:20 ق.ظ
az kris baaaeedeee!!!!!!!!!!!!
یکشنبه 25 اسفند 1392 03:41 ب.ظ
برم مزاحمتون نباشم!
★RiAn★
واااااا مراحمی
یکشنبه 25 اسفند 1392 03:41 ب.ظ
خوش باشیدکلادوتایی!
★RiAn★
خخخخخخخخخخخ
یکشنبه 25 اسفند 1392 03:37 ب.ظ
کریس چه پرروئه!!!
★RiAn★
اره یکمییییی
یکشنبه 25 اسفند 1392 03:30 ب.ظ
وای چه عاشقانه.........
★RiAn★
اله دیگه
یکشنبه 25 اسفند 1392 03:30 ب.ظ
هوراااااااا...برم بخونم
★RiAn★
فدات شم
شنبه 24 اسفند 1392 01:18 ب.ظ
سلام عزیزم من ادرس وبمو عوض کردم ^^ اگه میشه لینکو تغییر بده و بعدش خبرم کن :* مرسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر