تبلیغات
♥✰ just for exo ✰♥ - داستان اولین ضربه عشق "قسمت4"

داستان اولین ضربه عشق "قسمت4"

شنبه 10 اسفند 1392 02:44 ب.ظنویسنده : ★RiAn★

 
خوب من بازگشتم با قسمت 4 اولین ضربه عشقـ:pk3a40_2404cd:


بروبچ این قسمت یکم عخشیه هاهاهاهاها
:pk3a40_2e7b7e:

راسی من وقتی پوستر عوض میکنم که ی نفر جدید وارد شه اگه نشه که عوض نمیکنم
:pkbee5_79b0ee:

خب زیاد چیز میز نمیگم که سریع برین سوراخ داستان
:pk3a40_332b93:


اینم پوسترمان:
:pk3a40_3fe769:



_______________ساعت 5 عصر_____________


که اسم میرسه به مین هی هرچی مربی صداش میکنه میبینه

کسی نیس ...

مربی ورزش (آقای لی) : مثل اینکه خانوم مین هی امروز حاظر نیست

دوست صمیمی مین هی یعنی هه می بلند میشه میگه: تا چند دقیقه پیش بود اما حالا غیب شده

بقیه اسم ها خونده میشه و همه حاظر بودن ...

مربی : خب بچه ها بلند شید 10 دور دوره زمین بدویید بعدش ریان بچه ها رو گرم کن


همه شروع میکنن به دوییدن که وویونگ بعد از دور 6 میره سمت در و تو حرکت میگه: میخوام برم آب

بخورم.

مربی : اگه تا 10 دقیقه دیگه برنگشتی مجبوری تا اخر ...

یهو وویونگ بدون توجه از در میره بیرون ...

وویونگ ی مقدار از آب رو خورد و دید صدای داد و فریاد ی دختره میاد

وویونگ: عجب دخترایین که برای یکی دو صدم برا کارنامه داد فریاد راه میندازن اه

داشت میرفت سمت در ورزش که صدای شکستن چیزی به گوشش میرسه

سریع سرشو برمیگردونه میبینه صدا جیغ ی دختره

وویونگ میره سمت دیوار سرشو میزاره رو دیوار و گوشاشو میگیره

وویونگ: خفه شو بس کن دارم میگم بس کنین داد نزنــــــــــ خفه شوووو

رو زمین میشینه و گوشاشو محکم میگره داشت به گریه میوفتاد که سریع پا میشه

میدوهه سمت دفتر همه جا رو میگرده کسی رو پیدا نمیکنه

نیم ساعت همه جا رو میگرده ساعت تقریبا 6 بود هوا داشت تاریک میشد

یهو ی در که به زیر زمین میخورد رو پیدا کرد میدوست کسی توش نیس ولی رفت

تو چند بار داد زد :

کسی اونجا هست؟!

صدایی نشنید اومد برگرده بره حس کرد ی سایه میبینه میره طرف سایه

چراغا رو روشن میکنه و میبینه ی پسر تقریبا 20 ساله گردن ی دختره رو گرفته و چسبونده به دیوار

همه ی موهای دختره جلوی صورتش بود معلوم نبود کیه اما معلوم بود از همون مدرست چون 

لباس فرم همون مدرسه تنش بود

وویونگ داد میزنه : هعی تو کی هستی؟!

چیکار اون دختر داری؟!

مگه با تو  نیستمممممممممم

پسره صورتشو برمیگردونه و دختره رو پرت میکنه زمین

تموم لباس هاش خونی بود معلوم نبود چه اتفاقی داشت میوفتاد

پسره ناشناس: هع تو کی هستی؟! گمشو بیرون تو کارام دخالت نکن

وویونگ : چی؟! معلوم هست چی میگرونی چه بلایی سر این دختره اووردی اشغال؟!

پسره میاد جلو وویونگ یقشو میگیره و میگه: مگه بهت نمیگم گمشو ها؟!

وویونگ کسی که باید گمشه تویی نه من

پسره ی دستی یقه وویونگ و میگیره و میاد ی مشت بزنه به وویونگ که

وویونگ مشت پسره رو میگیره میگه: برو با همسنت بازی کن بچه خفن

پسره: مفت چنگت هع

و از در میره بیرون ...

وویونگ میره سمت دختره موهاشو میزنه کنار یهو سر جاش خشک میشه

وویونگ : چی؟! اینجا چه خبره ؟!

این اینجا چیکار میکنه وای

مین هی چشاشو باز میکنه چند تا سرفه میکنه یهو دهنش پرخون میشه

مین هی: نجاتم بده همین

یهو از حال میره وویونگ مین هی رو بقل میکنه میرسه کنار در میگه :

میدونی اگه یکی از بچه ها منو با تو ببینن چی میشه؟!

سریع درو باز میکنه میدوهه سمت ماشینش مین هی رو میزاره صندلی پشت میره سمت

خونه خودش...

نمیتونست بره بیمارستان چون اگه بقیه میدیدند کیم وویونگ ی پسر بی احساس

ی دخترو میبره بیمارستان معلوم نبود چه اتفاقی میوفتاد

میرسه خونه مین هی رو میبره رو مبل به ی دکتر زنگ میزنه میگه بیاد

خودش میره تو اتاقش و درو محکم میکوبه به ساعت نگاه میکنه میبینه ساعت 8

میره رو صندلی میشینه سرشو میزاره رو میز و یهو خواب میره

ساعت 8:15 دقیقه بود  که با صدای زنگ در از خواب میپره میفهمه دکتر اومده میره

به دکتره میگه: هرکار میکنی بکن فقط نمیره

و میره سمت اتاقش زنگ میزنه به کای میگه : پسر بدبخت شدم زود خودتو برسون

کای : وویونگ چی شده؟

وویونگ با بقیه بچه ها تا 10 مین دیگه اینجا باش

گوشیو قطع میکنه 10 دقیقه نمیشه که زنگ در میخوره

میره درو باز میکنه میگه: خدایشکر دکتره هم رفته

کای : چرت پسر داری میگی وویونگ تو چت شده چرا امروز برنگشتی؟

کای میره رو مبل میشینه ی خمیازه میکشه تا چشاشو باز میکنه یهو جیغ میزنه میگه :

وایییییییییییی وویونگ تو قاتلی چرا اینو کشتی میدونستم از دخترا متنفری ولی نه در این حد

وویونگ میپره سمت کای دهنشو میگیره میگه : میبندیش یا ببندمش؟

کای که چشاش ی وجب باز بود میگه:غلط کردم

سهون: جریان چیه وویونگ

لوهان : چی شده بازم؟

وویونگ : چمیدونم بعد از اینکه از کلاس رفتم بیرون صدا جیغ میغ شنیدم رفتم سمتش

بعد این دختره.........................

یهو مین هی به هوش میاد میخواست از جاش بلند شه که یهو وویونگ میره سمتش با دو تا

دستاش بازو های مین هی رو میگیره میچسبونش به مبل صورتشو میبره نزدیک نزدیک

میگه : با خودت چیکار کردی!؟

بعد داد میزنه میگه: هااااااااااااااااااااااااااااااا چرا جواب نمیدی مگه با تو نیستم ها؟

کای میره سمت وویونگ میگه : بس کن پسر بس کن

سعی میکنه دستای وویونگ رو کنار بزنه که یهو وویونگ داد میزنه میگه: گمشووووو

مین هی : ب ب  ببخشید

وویونگ: چرا کارایی میکنی که بعد مجبو شی عذر بخوای؟!

مین هی از هوش میره وویونگ دستاشو ول میکنه و خیره میشه به مین هی

..................



آخرین ویرایش: شنبه 10 اسفند 1392 04:46 ب.ظ

 
شنبه 12 تیر 1395 01:22 ب.ظ
کی ادامش میزاری ؟
سه شنبه 20 اسفند 1392 07:28 ب.ظ
راستی کای چجوری جیغ میکشه؟؟
★RiAn★
اینجوری : وایییییییییییییییی .... جییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییغغغغغغغغغغغغغغ
سه شنبه 20 اسفند 1392 07:27 ب.ظ
مرسی گلم برم پارت بعد....
★RiAn★
قسمت بعدی داره؟
سه شنبه 20 اسفند 1392 07:27 ب.ظ
پسره یوحشی امنیت ندارن مردم














خخخخخخخخخخخخخ.........
★RiAn★
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ کلی خندیدم بوخدا
سه شنبه 20 اسفند 1392 07:26 ب.ظ
نفهمیدم وویونگ خوبه یابد؟؟
★RiAn★
بد هم خوب ی چیزی تو مایه های ته یونگ
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر